تبليغاتX
بدون شرح

بدون شرح

در گذشته شیوه های متفاوتی برای جمع آوری اطلاعات درباره مباحث مختلف علمی وجود داشت که اکثر آنها بسیار محدود و ناکامل بودند.

با گسترش اینترنت در ریشه های زندگی مدرن، این ابزار جایگزینی وسیع و قابل اطمینان برای منابع قدیمی و دایره المعارفها شد که از سرعت و تعامل بالاتری نیز برخوردار است.

امروزه اینترنت در کنار تمامی کاربردهایش ابزاری آموزشی نیز به شمار می رود که بسیاری از دانشجویان و دانش آموزان از آن به عنوان مرجع اطلاعاتی و آموزشی برای انجام تکالیف و پروژه های خود بهره می برند.

نشریه تایمز آنلاین نیز بر همین اساس لیستی از ۱۰ وب سایت آموزشی برتر را از دیدگاه خود ارائه کرده است.

نشنال جئوگرافیک (nationalgeographic.com): نشریه ای که دامنه وسیعی از اطلاعات علمی را از فضا و محیط زیست تا حیوانات و جهان موسیقی در خود می گنجاند، اما مهمتر از همه این نشریه اشتیاق زیستن را در جهان گسترش می دهد و با استفاده از آن به بهبود شرایط محیط زیست کمک می کند.

ناسا )www.nasa.gov): فایلهای ویدیویی، فایلهای صوتی خبری، آرشیو عظیم تصویری، فایلهای تصویری سه بعدی و پرونده هایی در رابطه با ماموریتهای فضایی اطلاعاتی هستند که می توان در این وب سایت جستجو کرد.

این سایت می تواند کاملترین اطلاعات را در اختیار علاقمندان به علوم فضایی قرار دهد.

ابزارها چگونه کار می کنند (howstuffworks.com): این وب سایت مقالات حرفه ای درباره عملکرد هر پدیده و ابزار از رایانه ها و خودروها گرفته تا جزئی ترین ابزار و پدیده ها را ارائه کرده و دارای صدها فایل ویدیویی برای نمایش تجربیات مختلف علمی است.

دیسکاوری (discovery.com): این وب سایت بیشتر بر موضوعاتی مانند محیط زیست، باستان شناسی، انسان، دایناسورها، فضا و تکنولوژی تمرکز داشته و فایلهای تصویری و صوتی فراوانی را برای استفاده علاقمندان بر روی شبکه قرار داده است.

مجله آنلاین اسمیتسونیان (smithsonianmag.com): موسسه اسمیتسونیان در واشنگتن یکی از بزرگترین مجتمع های موزه در جهان به شمار می رود و مجله آنلاین آن رقیبی جدی برای نشنال جئوگرافی شناخته می شود. این وب سایت منبعی غنی از مطالب علمی ارزشمند و معتبر است.

سایت طبیعت بی بی سی (bbc.co.uk/nature): یکی از برترین میکرو سایتهای بی بی سی به شمار می رود که مجموعه ای ساده از فایلهای ویدیویی را در خود جا داده است.

تصاویر متحرک بیش از ۳۷۰ جانور در این وب سایت یافته شده و می توان از طریق ابزاری خاص به صدای پای آنها نیز گوش فرا داد.

ted.com :تد نام سازمان بزرگی است که افراد مختلف را از سرتاسر جهان به کنفرانسی دعوت می کند تا نظریات خود را درباره جهان، فناوری، طراحی و دیگر حوزه های علمی و هنری با یکدیگر در میان بگذارند.

آرشیو فیلمهای این کنفرانسها را می توان در وب سایت این سازمان مشاهده کرد. این وب سایت مطالب خود را در زبانهای مختلف از جمله فارسی ارائه می کند.

:arkive.org تصاویری از حیات بر روی زمین عنوان کلی اطلاعات و فایلهایی است که درباره حیات وحش و محیط زیست بر روی این وب سایت قرار گرفته است.

گونه های منقرض شده جانوران در این سایت در اولویت قرار دارند و به گفته این سایت، این جانداران را تنها می توان در arkive زنده و سالم مشاهده کرد.

:historytoday.com در صورتی که به صورت رایگان به عضویت این سایت در آیید می توانید به صدها مقاله معتبر از مجلات مشهور دسترسی پیدا کنید.

این مقالات در بخشهای مختلف طبقه بندی شده اند و با وجود رتبه بندی های آکادمیک معتبر خواندن آنها بسیار ساده است.

:pbs.org دامنه فعالیتهای این شبکه و وب سایت علوم، هنر و تاریخ است و بر روی آن می توان فایلهای ویدیویی ارزشمندی را درباره موضوعات علمی مورد نظر مشاهده کرد.

عينا نقل قول از:  http://www.takmobile.info

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 7:29  توسط منتظر  | 

انسانها مثل اعداد هستند ارزشی بدست نمی اورند مگر بوسیله ی موقعیتشان .

فرهنگ رودخانه اى است به قدمت تاریخ. 

توهین ها مانند سکۀ تقلبی اند . ما ناگزیریم آنها را بشنویم ، ولی مجبور نیستیم قبولشان کنیم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 18:7  توسط منتظر  | 

دوست دارید بدانید که چطور احساسات گرم و سوزان معشوقه تان را ارضاء می کنید؟ فال در مورد سبک بوسیدن متولدین ماه های مختلف است. امیدواریم با خواندن این فال بتوانید با شخصیت معشوقتان بیشتر آشنا شوید و ببینید که لبهایتان چه سرنوشت عشقی برای شما رقم می زند!




برج حمل (فروردین)
بوسه های شما تند و سریع و بسیار پرحرارت هستند که نشانگر حس شهوتران و لذت طلب شماست، اما این احساس داغ و سوزان خیلی زود فروکش می کند.


برج ثور (اردیبهشت)
بوسه های شما با تعلل صورت می گیرد اما بوسه هایی ژرف و با احساس هستند که پی در پی می آیند و می آیند و...


برج جوزا (خرداد)
بوسه های شما با فوران خنده، لبخند و مسخره بازی قطع می شود.

برج سرطان (تیر)
بوسه های شما گرم و لطیف است، و دوست دارید تا ابد به آن ادامه دهید...


برج اسد (مرداد)
بوسه های شما وحشی و پراحساس، همراه با چنگ زدن و گاز گرفتن است. هیچگاه موقع بوسیدن از بروز احساسات خود جلوگیری نمی کنید و دوست دارید دیگران شما را به این خاطر تشویق کنند.


برج سنبله (شهریور)
بوسه های شما بسیار دقیق، ظریف و ماهرانه است و معشوقتان زمانی متوجه آن می شود که شما کارتان را تمام کرده اید


برج میزان (مهر)
آنقدر نگران وضعیت تنفستان هستید که نمی توانید خوب به بوسیدنتان بپردازید.


برج عقرب (آبان)
شما خیلی زود از بوسیدن می گذرید و به سراغ......چیزی می روید که پشت سر آن برسد.


برج قوس (آذر)
بوسه های شما غافلگیر کننده و خود به خودی هستند که باعث می شود معشوقتان بیشتر و بیشتر طلب کند.


برج جدی (دی)
بوسه های شما لحظه ی خلاص شدن و آزادی از استرسی است که در طول روز اسیرتان کرده است.

برج دلو (بهمن)
بوسه های شما خیس و با کثیف کاری همراه است و هنگام بوسیدن چشمانتان را باز نگاه می دارید!

برج حوت (اسفند)
بوسه های شما رویایی، خیال انگیز، عاشقانه و ابدی است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 12:15  توسط منتظر  | 

بچه‌ها در ناهارخورى مدرسه به صف ايستاده بودند. سر ميز يک سبد سيب بود که
روى آن نوشته بود: فقط
يکى برداريد. خدا ناظر شماست.
در انتهاى ميز يک سبد شيرينى و شکلات بود. يکى از بچه‌ها رويش نوشت: هر چند تا
مى‌خواهيد برداريد! خدا مواظب سيب‌هاست

 يک روز يک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى
مى‌کرد نگاه مى‌کرد.
ناگهان متوجه چند تار موى سفيد در بين موهاى مادرش شد.
از مادرش پرسيد: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفيده؟
مادرش گفت: هر وقت تو يک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوی، يکى از
موهايم سفيد مى‌شود.
دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهميدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفيد
شده!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 12:23  توسط منتظر  | 

به محض شروع حرکت قطار پسر 25 ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می کرد فریاد زد: "پدر نگاه کن درختها حرکت می کنند"  مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد. کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را می شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک بچه 5 ساله رفتار می کرد، متعجب شده بودند.

ناگهان پسر دوباره فریاد زد: " پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می کنند." زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می کردند. باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید. او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد:" پدر نگاه کن باران می بارد،‌ آب روی من چکید.

زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: "‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی کنید؟!"

مرد مسن گفت: " ما همین الان از بیمارستان بر می گردیم... امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می تواند ببیند!"

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 12:19  توسط منتظر  | 

روزي مردي سعي داشت تا بره مورد علاقه اش را داخل خانه ببرد . او را از پشت هل ميداد ولي بره پاهايش را محكم به زمين فشار ميداد و از دست او فرار مي كرد .
خدمتكار منزل وقتي اين وضع را ديد،نزديك رفت و انگشتش را داخل دهان بره گذاشت . بره شروع به مكيدن انگشتش كرد . خدمتكار داخل خانه رفت و بره هم به دنبالش راه افتاد !
مرداز اين اتفاق ساده درس بزرگي آموخت. فهميد كه براي تاثير گذاشتن بر ديگران ابتدا بايد خواسته هاي آنها را درك كرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 12:0  توسط منتظر  | 

آنکه تن به زیر تنت می لغزاند تا دل بر دلت گذاشته و تنها دقایقی بیشتر مهرت را خریدار شود،فاحشه نیست

 

آنکه بکارتش را تنها به قیمت برقی از چشمان پر نیازت می فروشد تا شاید وجودش را هم مثل سر خرید این لایه ی خونین،از آنِ تو کند،فاحشه نیست

 

آنکه دنیایی را خلوت طلب می کند تنها برای در آغوش کشیدنت،بی آنکه نگاهی سنگین،قاضی بر تمام گناهان داشته و نداشته اش باشد،و در هر لحظه بارها و بارها،عادلانه یا نا عادلانه محکومش کنند،فاحشه نیست

 

آنکه پوست بر پوستت می ساید تا گرمای محبت های دریغ شده از روحش را از بدن ملتهبت باز گیرد،فاحشه نیست

 

فاحشه اشک نمی ریزد

منبع: http://heli.blogfa.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 18:47  توسط منتظر  | 

آخرش رو هم بخونين

در زير نكاتي ارائه مي شود كه به خلق رزومه اي مؤثر كمك مي كند.اگر تاكنون نتوانسته ايد رزومه مناسبي بنويسيد و اگر مي خواهيد بدانيد افراد موفق چگونه رزومه مي نويسند ، مطالب زير را بخوانيد.

1 – پاكيزه و تميز و خالي از اشتباه بنويسيد

متن خود را با دقت بخوانيد و آن را از لحاظ گرامر و تايپ بررسي كنيد، . در صورت امكان از شخص ديگري بخواهيد كه رزومه شما را از نظر املائي و مفهومي بررسي نمايد. كوچكترين اشتباه ممكن است موجب بي ارزش شدن رزومه شود.

2 – هدف و منظور خود را به طور مشخص شرح دهيد

به طور كلي، مشخص بودن هدف و منظور ، كمك شاياني به مهم جلوه دادن صحبتهاي شما در رزومه مي كند . هدف شما به طور خلاصه تواناييهايتان را بيان مي كند و به قدرت و نيرويتان در كار اهميت مي بخشد.

3 – نقاط قوت خود را براي كارفرمايان معين نماييد.

روي هنر و توانايي هاي خود بيشتر تاكييد نماييد زيرا به اين ترتيب كارفرما را در پاسخگويي به اين سؤال كه : “ اين كارجو چه كارهايي مي تواند براي پيشبرد اهداف مد نظر انجام دهد ؟ ” كمك مي نماييد.

4 – اطلاعات مهم تر را مشخص نماييد.

به طور متوسط هر كارفرما به مدت 30 ثانيه روي هر رزومه وقت مي گذارد. كارفرمايان غالبا بيشتر به تجربه هاي موفق كاري شما در گذشته اهميت مي دهند تا تحصيلات متنوع و اطلاعات گوناگون ، به همين دليل مهمترين تجربيات خود را در ابتداي رزومه قرار دهيد مانند ق ابليتها، توانائيها و تجربيات و حتي تحصيلات كه همگي به نوعي با هم در ارتباطند.

5 – به تواناييهاي خود اهميت بدهيد

رزومه خود را بر طبق قابليتها و تواناييها درجه بندي كنيد و استعدادهاي خود را به طور خلاصه و مفيد و با رعايت حق تقدم بيان كنيد. به تواناييها و استعدادهاي شخصي خود اهميت دهيد و خود را در بهترين وضعيت توصيف كنيد . اين گونه وانمود كنيد كه تواناييها ،واقعيتي در شما هستند.


مطلبي كه خوانديد رونوشتي كامل از نكاتي در مورد نوشتن رزومه مؤثر در وبلاگ دختران نارنجي هست وقتي مطالعه كردم ديدم بسيار مفيد و ساده نوشته شده است حيفم اومد واسه دوستانم كه بهم سر ميزنن قابل دسترس نباشد و گذاشتمش اينجا.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 14:25  توسط منتظر  | 

یک روز می بوسـمـت !

پنهان کردن هم ندارد .

مثل خنده های تو نیست که مخفی شان می کنی ، یا مثل خواب دیشب من که نباید تعبیر شود

مثل نجابت چشمهای تو است ، وقتی که توی سیاهی چشمهای من عریان می شوند .

عریانی اش پوشاندنی نیست ، پنهان نمی شود ... .

یک روز می بوسمت ! یکی از همین روزهایی که می خندانمت ، یکی از همین خنده های تو را ناتمام می کنم : می بوسمت ! و بعد ،

تو احتمالا سرخ می شوی ، و من هم که پیش تو همیشه سرخم ... .

یک روز می بوسمت ! یک روز که باران می بارد ، یک روز که چترمان دو نفره شده ، یک روز که همه جا حسابی خیس است یک روز که گونه هایت از سرما سرخ سرخ ، آرام تر از هر چه تصورش را کنی ، آهسته ، می بوسمت ... .

یک روز می بوسمت ! هر چه پیش آید خوش آید ! حوصله ی حساب و کتاب کردن هم ندارم ! دلم ترسیده ، که مبادا از فردا دیگر « عشق من » نباشی .

آخر ، عشق سه حرفی کلاس اول من ، حالا آن قدر دوست داشتنی شده که برای خیلی ها سه حرف که سهل است ، هزار هزار حرف باشد .

به قول شاعر : عشق کلاس اول ، تنها سه حرف است ، اما کلاس آخر ، عشق هزار حرف است ... .

یک روز می بوسمت ! فوقش خدا مرا می برد جهنم ! فوقش می شوم ابلیس ! آنوقت تو هم به خاطر این که یک « ابلیس » تو را بوسیده ، جهنمی می شوی ! جهنم که آمدی ، من آن جا پیدایت می کنم و از لج خدا هر روز می بوسمت ! وای خدا ! چه صفایی پیدا می کند جهنم ... !

یک روز می بوسمت ! می خندم و می بوسمت ! گریه می کنم و می بوسمت !

یک روز می آید که از آن روز به بعد ، من هر روز می بوسمت !

لبهایم را می گذارم روی گونه هایت ، و بعد هر چه بادا باد : می بوسمت !

تو احتمالا سرخ می شوی ، و من هم که پیش تو همیشه سرخم


به توصيه يكي از دوستام اينجا گذاشتم نمي دونم از كيه همين

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 8:23  توسط منتظر  | 

در فهمیدن و احساس کردن راه بازگشت وجود ندارد، می توان فراتر رفت اما نمی توان فرود آمد...!
.
.
.
این جا با هم ایستاده ایم،

ملبس به رنج هامان،

بدن هامان پوشیده از زخم

جراحاتی است که نطلبیده بودیم شان

یا سزاوارشان نبوده ایم.

اکنون چه؟

نمی توانیم به عقب بازگردیم و زندگی های مان را دوباره از سر گیریم.

نمی توانیم معصومیت هایی را که از دست دادیم شان، دوباره به دست آوریم.

یا غم هایی را که احساس کردیم به شادی و خوشی مبدل سازیم.



اما می توانیم از همین جا ادامه دهیم،
پس بیا آغاز کنیم.

دستانت را به سویم آور،
چشمانت را ببند.

بگذار اندوه برود;

چرا که به دیروز تعلق دارد،

و بیا ادامه دهیم.



زمین سخت زیر پاهای مان است.

و خورشید بر صورت مان گرم می تابد.

فرشته آسمانی نظاره گر جهد و تلاشمان

بدان که لبخند می زند،

و برای مان توان و قدرت می فرستد.

دوستان من ، نمی توانیم بمانیم و به عقب بنگریم،

مبادا قدم های مان متزلزل شوند.

باید به جلو نگاه کنیم،

چشم ها را خوب باز کنیم،

و به راه رفتن ادامه دهیم،

محکم باش و مگذار از توان بیفتی، تنها نمی روی،

من نیز تنها قدم بر نمی دارم.




(باربارا آلدریچ)

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 8:19  توسط منتظر  | 

حالم خيلي بد بود از ديشب حدودهاي ساعت 11 شب حالم خوش نبود حالت تهوع داشتم و سرگيجه وحشتناك يادمه سال قبل هم تو همين روزها بود كه سر دردي گرفتم كه كارم به بستري شده تو بيمارستان كشيد اون هم بعد 3 روز استراحت تو بيمارستان با كلي سرم و امپول نصفه نيمه سر پا شدم هر جوري بود تا ساعت 3 بعد نصف شب خودم كنترل كردم اما بعد ديگه تحمل نداشتم صبح هم سر كار نرفتم يعني نمي تونستم برم اصلا نمي شد سر پا وايستم

10 از خونه زدم بيرون تا برم محل كار كه تا رسيدم دفتر فشارم افتاد همكارام بردنم درمانگاه و سرم وصل كردن الان تازه حالم خوب شده و ميخوام برم خونه...

راستي كه سلامتي نعمت بزرگيه قدر سلامتيتون رو بدونين

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 17:13  توسط منتظر  | 

يكي از دوستام تعريف ميكرد اخيرا رفته بوده سفر حج عمره ميگفت دو روز بعد از كاروان اينها يك كارواني از استان اردبيل كه روستاييان اطراف خلخال را مديريت ميكرده به همان هتلي آمده بودند كه اين دوست ما اونجا ساكن بوده (تو مدينه) رفيقم ميگفت روز سوم با هم اتاقيش از مسجد النبي برميگردن هتل و تو اسانسور مدير ثابت هتل ازشون ميپرسه شما از كدوم كاروانين؟ مي گن تهران

مديره برميگرده ميگه نميدونين چه بلايي اين كاروان خلخال سرمان آورده ...

دوستاي من ميپرسن مگه چي شده ؟

يارو توضيح ميده و ميگه : تو لابي هتل نشسته بودم كه ديدم 2 نفر زن و مرد از كاروان خلخالي ها اومدن پايين و دادو بيداد كه اين چه وعضشه؟ پرسيدم مگه چي شده؟ زنه برگشت گفت: آقا اين لباسشوييتون كار نميكنه آب مياد لباسامون ريختيم توش تايد هم ريختيم ولي هر كاري ميكنيم كار نميكنه! اين چه وضعشه اخه؟؟

مدير هتل برميگرده ميگه ما تو اتاقامون لباسشويي نداريم شما چي ميگين؟ و باهاشون ميره تو اتاقشون بيينه موضوع چيه فكر ميكنين با چه صحنه ای مواجه میشه؟
بيچاره ها لباساشون ريخته بودن تو توالت فرنگي و ....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 14:50  توسط منتظر  | 

جشن پیروزی بود یا ...

اصلا میدونین چیه نمی دونم باید چیکار کرد دم خروس قبول کنم یا قسم حضرت عباس واقعا که...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 10:48  توسط منتظر  | 

نمي دونم چي بگم...

همين

راستي اون همه شور و حضور تنيجه اش اين بود؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 15:10  توسط منتظر  | 

روزي، وقتي هيزم شكني مشغول قطع كردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه. وقتي در حال گريه كردن بود، يه فرشته اومد و ازش پرسيد: چرا گريه مي كني؟ هيزم شكن گفت كه تبرم توي رودخونه افتاده. فرشته رفت و با يه تبر طلايي برگشت.
"
آيا اين تبر توست؟" هيزم شكن جواب داد: " نه" فرشته دوباره به زير آب رفت و اين بار با يه تبر نقره اي برگشت و پرسيد كه آيا اين تبر توست؟ دوباره، هيزم شكن جواب داد : نه. فرشته باز هم به زير آب رفت و اين بار با يه تبر آهني برگ  برگشت و پرسيد آيا اين تبر توست؟ جواب داد: آره.
فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هيزم شكن خوشحال روانه خونه شد. يه روز وقتي داشت با زنش كنار رودخونه راه مي رفت زنش افتاد توي آب. هيزم شكن داشت گريه مي كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسيد كه چرا گريه مي كني؟ اوه فرشته، زنم افتاده توي آب. "
فرشته رفت زير آب و با جنيفر لوپز برگشت و پرسيد : زنت اينه؟ هيزم شكن فرياد زد: آره!
فرشته عصباني شد. " تو تقلب كردي، اين نامرديه "
هيزم شكن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. مي دوني، اگه به جنيفر لوپز "نه" مي گفتم تو مي رفتي و با كاترين زتاجونز مي اومدي. و باز هم اگه به كاترين زتاجونز "نه" ميگفتم، تو مي رفتي و با زن خودم مي اومدي و من هم مي گفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من مي دادي. اما فرشته، من يه آدم فقيرم و توانايي نگهداري سه تا زن رو ندارم، و به همين دليل بود كه اين بار گفتم آره.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 18:14  توسط منتظر  | 

 

کد آهنگ در وب نوا